مگو نامه!

به بزرگى خودتون ببخشین...

مگو نامه!

به بزرگى خودتون ببخشین...

١٦٥

 بدبختی درست در همین نهفته است: در کلمات! هر یک از ما درون خود چیزهایی پنهان داریم و هر یک از ما آن چیزها را با کلمات خودمان بیان می‌کنیم. آقای گرامی وقتی به آن چیزهای درونی خود با کلمات خود معنا و ارزش می‌دهیم دیگر چگونه می‌توانیم حرف همدیگر را بفهمیم؟ شنونده برای خودش مفهوم و ارزش دیگری قائل می‌شود. ما همگی خیال می‌کنیم که حرف همدیگر را درک می‌کنیم اما هرگز هیچ‌کس حرف دیگری را درک نمی‌کند...!

 شش شخصیت در جستجوی نویسنده | لوئیجی پیراندلو
ادامه مطلب ...

١٦٤ : من میدونم دوست یعنى چى:)

مهم نیست حتى اگه خیلى جوگیرانه بوده باشه.من تا الان نه تو این وب و نه تو قبلى حتى یه پست هم راجع به کس دیگه ننوشتم...اما این بار نمیشه...

آدم جان عزیزم.من میدونم دوست یعنى چى."تا تهش باهاتم یعنى چى"من میدونم وقتى هستى یعنى چى.نمیدونم این از کجا میاد.اینکه بغضم ترکید...شاید از این که تا الان چن تا دوست اینجورى داشتم...تا الان چقدر تا تهش بودم واسه شون و بودن واسه م...مگه گنج غیر از اینه که کسى که حتى ندیدتت تا تهش باشه؟؟؟من خوب میشم آدم جان عزیز.حیف بود پستش نکنم اینو.من خوب میشم.و مرسى که بودى...بى نهایت "به جا" بودى...بدون هیچ ادعایى بودى...درست وقتى که نیاز به یه دوست داشتم.و هیچ گنجى ارزشمندتر از این نیست...

شاید خیلى وقت نیس که میشناسمت...اما خیلى عزیزى:)

کاش منم باشم اون وقتى که باید...

١٦٣ : وابستگى...

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

١٦٢ : درس که همیشه هست:)))

یه حس مخلوطى دارم از خوشحالى و ناراحتى.......

امروز روز خوشحال کننده اى بود.اما تقریبا هییییچ تلاشى واسه امتحان بسیااااار سخت شنبه نکردم...؛)

و همچنین این که، امروز ٢-٣ بار با افراد مختلف بحث کردم.با راننده تاکسى ، با فروشنده...اونم سر چى؟!سر این که پولمو نمیگرفتن چون یه کم کهنه بود...اونم تو چن تا موقعیت مختلف با اسکناس هاى مختلفاااا

راستى یه نصیحت فوق العاده بکنم بهتون:))) اونم این که واسه دوست داشتنیاى زندگیتون ، کادوى یهویى بگیرین:) بعد تو چشماشون نگاه کنین:) بعد یه نفس عمیق بکشین:) و خدا رو شکر کنین....

پ.ن : ٢ تا فنجون کوچولوى خوشگل واسه خودم و خواهرجان گرفتم:) مطمئنم خیلى خوشحال میشه.با این که امروز بحثمون شد طبق معمول همیشه:)) اما جونمون که واسه هم در میره.نمیره؟:)

پ.ن ٢ : کاش اونم منو یادش باشه واسه م کادوى یهویى بگیره:دى

پ.ن ٣ : مهندس جان  و علییى:(((کجایین پس؟؟؟؟چرا یه خبر نمیدین عاخه؟:(

١٦١

آدم باید سعى کنه هر روزش بهتر از دیروزش باشه!چقد کلیشه اى!اما من واقعا میخواستم امروزم بهتر باشه

وقتى یکى یه جورایى شما رو میشوره میذاره کنار!، سخته که آروم بمونین.سخته که انتقادپذیر باقى بمونید!

نتیجه بحث این شده بود که من آدم متوقعِ خودخواهى هستم.و الان به درجه اى رسیدم که قبول دارم که هستم...ولى واقعا نمیدونم باید چیکارش کنم.شاید بى ادبانه برخورد کردم با اوشون! تو این مدت....

واقعا الان نمیدونم واسه بهتر شدنم تو این زمینه چیکار میتونم بکنم.فعلا درمان موضعى! رو شروع میکنم.یعنى تو اولین تلاش سعى میکنم تو برخورد باهر آدمى برآیندى از اون و خودمو در نظر بگیرم.....که در نتیجه توقعاتم ازش زیاد نباشه..