یه مسئله اى هست.اونم اینه که متأسفانه یا هم خوشبختانه ذهن ما آدما منفرده.یعنى مثلا من اگه چیزى تو ذهنم باشه نمیتونم به همان صورتى که هست به شما نشونش بدم(شاید هم در آینده به یه جاهایى رسید این بشرِ دوپا!) همه مون هم میدونیم که تقریبا همیشه تو انتقال اطلاعات دچار مشکلیم.مثلا تصورى که من از یه لفظى مثل "فوق العاده" دارم با تصور یه آدم دیگه متفاوته.مثلا شاید منظور شما از فوق العاده با منظور من از شگفت انگیز یکى باشه.یا مثلا شاید تصور یه آدمى از واژه "بامزه" با یکى دیگه متفاوت باشه.و حالا هر مثال دیگه اى.این تفاوتا هم کاملا اجتناب ناپذیره و از تجربه هاى متفاوت میاد...
همه ى اینا منو به این نتیجه میرسونه که هیچ وقتِ هیچ وقت نمیشه یک رابطه ى کاملا ایده آل با کسى داشت.مثلا شما یه حرفى به دوستتون میزنید و اون پیش خودش هزار جور برداشت مختلف میتونه داشته باشه.که اصلا شاید منظور شما اون هزار و یکمى باشه که دوستتون متوجهش نشده حتى...نمیدونم درست باشه یا نه...اما اینجاست که میگن چشم ها هم حرف میزنن...اما حقیقتش من هر وقتى که خواستم با چشمم با کسى حرف بزنم موفق نبوده ام.شاید هم بقیه موفق باشن...
کل این حرفا از این جا اومد تو ذهنم که ...
تقریبا یه ماه پیش بود که از یه خواب بدى پریدم...توى خوابم دچار شیزوفرنى شده بودم.یه مردى رو میدیدم که هیچ کس جز من نمیدیدش...حتى الان هم که یادم میاد ناراحت میشم.از این که کلا مرده آدم خوبى نبود میگذرم.اما حس افتضاحى که تو خواب تجربه ش میکردم این بود که کسى جز من اونو نمیدید..و من میدونستم که مشکل روانى دارم.و این حسِ افتضاحِ افتضاحِ افتضاح رو با هیچ کس ، حتى با خونواده م، نمیتونستم در میون بذارم...
بعد از اون خواب به این فکر کردم که اگه یه روزى یه اتفاقى بیفته که فقط من متوجهش باشم...اگه مشکل روانى پیدا کنم...که با هیچ کس هم نتونم مطرحش کنم....اگه اینجورى بشه....حتى تصورش هم براى من ترسناکه.شما رو نمیدونم..مخصوصا تصور شیزوفرنى.تصور این که چیزیو حس کنم که کسى حسش نمیکنه...جنون واره.همون طور که هست...
ایست!
ه جانم
خوشحالى یعنى از خوشحالى و ذوق تو شاد بشم
حتى اگه ناراحت باشم که غریبه فرضم کردى...
حتى اگه دلخور باشم ازت:)
خوشحالى یعنى به خنده ت فکر کنم وقتى اون پیشته...:)
خوشحالى یعنى همین حسى که تو الان دارى.همین حسى که من الان دارم.قدرشو بدون:)
خوشحالیت همیشگى باشه عزیز دلم:)
پ.ن : گوش بدین....
http://s6.picofile.com/file/8232101468/Didi_ke_Rosva_shod_Delam_.mp3.html
بعدانوشت : کاش هیچ وقت به این سوال نمیرسیدم که "تو نباشى چه کنم"....
آهنگ Lili رو عاشقانه دوست دارم
مخصوصا اونجاش که میگه u'll see that u can breathe without no backup
شدیدا دلم میخواد که فیلمش رو ببینم.تا لیلى رو کاملا حسش کنم
آشنایى من و لیلى به یه دوست وبلاگى برمیگرده.که دیگه نمینویسه.یا هم مینویسه و من تو این دنیاى مجازى به این بزرگى پیداش نخواهم کرد دیگه هیچ وقت
اون حس تنهایى ى که موقع برخورد با مشکلاتت حس میکنى.اونجا که آرون میگه easy as a kiss we'll find an answer
حس این آهنگ واسه من که فوق العاده س.الان هم دارم گوشش میدم.و هر بار به بارون، به رفت و آمد آدما ، به اتوبوس ، به خودم، به خودم ، به خودم و به لىلى ى فکر میکنم که هنوز ندیدمش.اگه خواستین واسه اولین بار گوشش بدین و دیدین هیچ حسى نداره اصلا نگران نباشین.این آهنگ از نظر من آهنگ روزاى سخته.وقتى که واقعا نفس آدم تنگ میشه.و من با تمام وجود دلم میخواد خواننده رو در آغوش بگیرم.وقتى که میگه l'll be ur guide که من عمیقا نیاز به یک گاید دارم...:)
گوشش بدین و حسش کنین:)
پ.ن : نمیدونم اپراتور ایرانسل فهمید من گریه کردم یا نه...اما من حالم داغون بود...الان خوبِ خوبم.قول میدم دیگه انقدر زود اشکم جارى نشه.البته به خاطر این هورموناس...لعنتیا!
پ.ن ٢ : در گیر و دار امتحانام که اعلام حضور نمیکنم.وگرنه به همه ى همه تون سر میزنم.شاید از تنبلیه که کامنت نمیذارم.ولى فقط این امتحانا تموم بشن....:(
اى آقایان محترم!شاید از نظر شما عجیب باشد اما ...دخترها زود باورشان میشود.خیلى زود دلشان هزار راه نرفته را میرود و برمیگردد.خیلى زود خیال میبافند.تا اسم بچه هایشان را هم حتى...دخترها زود باورشان میشود.یا اصلا زود سوءتفاهمشان میشود...مراقب باشید...حواستان باشد که دلى را که نمیخواهید ، به دست نیاورید...حواستان باشد که دخترها زود باورشان میشود...حواستان باشد...لطفا...خیلى...
پ.ن : مهندس جانم:) مرسى که خبر دادى که حالت خوبه.با این که نمیدونم چرا رفتى...اما زودى برگرد.خبر هم بده حتما:) باش حتما:) سر هم بزن حتما:) کامنت هم که...خیلى خوشحال میشویم:)