مگو نامه!

به بزرگى خودتون ببخشین...

مگو نامه!

به بزرگى خودتون ببخشین...

گریه

کاش همین امروز بمیرم. یهو فقط بمیرم. دفتر زندگیم تموم بشه...

با خدا حرف زدم و گفتم خب من یه چیز ازت خواستم. بعد مدت ها، دعا کردم گفتم بذار بشه. اما تو یه بیلاخ نشون من دادی. باشه. هستی اصلا؟ همه ش لب و دهنی...

خواب مرگ

از وقتی رسیدم اعصاب و حال و حوصله بیدار موندن نداشتم. خوابیدم. الان بیدار شدم دیدم پیام داده و پاک کرده. من خب میمیرم از فوضولی اخه:( یعنی چی گفته که پاک کرده. کاش خواب نبودم...

دلم گرفت. این چه خواب مرگی بود اخه:(

روز خوب

امروز برمیگردم. پروژه رو گفتم؟ نه نگفتم. امیر یه پروژه بهم داد که انجام بدم. یه سری دیتا باید جمع میکردم. خیلی زمان و زحمت میبرد. اما دو سه روزه جمع شد. بهم گفت دیتا خیلی ارزشمنده. و من خیلی خوشحال شدم.

دیشب خیلی حرف زدیم. و حس خوبی داشتم. فقط باید سعی کنم زیاد جوگیر نشم. جوگیر نشو... نشووو...

از فردا دوباره هر روز کار و کار و کار. تو تایم کاری که وقت زیاد دارم. باید سعی کنم خودمو مشغول کنم. امیدوارم پروژه رو باز ادامه بدم.

حالم خوبه. نمیخوام نتیجه بگیرم به خاطر امیره. میخوام حس کنم به خاطر خودمه.

مامان بهم گفت حرفتو بزن. بگو من رابطه ی الکی نمیخوام. میخوام ازدواج کنم. اما میترسم الان این حرفو بزنم. یا من این حرفو بزنم... فعلا پیش میرم ببینم چی میشه. تا خودش بحث رو پیش بکشه..

راه های رسیدن به خدا

راستش خودم میدونم. میدونم باید خیلی مراقب باشم. میدونم باید هدفمو بهش بگم. میدونم باید مستقیم حرفمو بزنم.

اما میترسم یهو برنجونمش. از دستش بدم. میترسم بگه نیستم. مامان گفت خب چه فایده؟ راستی به مامان گفتم. خودم میدونم بعد این استرس میده بهم که چی شد چی نشد. اما میپرسه. منم گفتم دیگه.

مثل این که  فردا روز ولنتاینه. امسال هم کسی بهمون کادو نمیده. وای و واویلا دیگه:)

سلام چطوری

امروز داشتم فکر میکردم اگه امیر اینجا رو بخونه چقدر زشت میشه. با خودش یعنی چه فکری میکنه؟

دختره هیچی نشده چقدر جوگیر شده... اینو میگه دیگه حتما.

باز هم صبر من نتیجه داد و خوشحالم. از صحبت کردن باهات لذت میبرم اما دلیل نمیشه تو حتما اینو بدونی...

گر صبر کنی فلان و فلان...