مگو نامه!

به بزرگى خودتون ببخشین...

مگو نامه!

به بزرگى خودتون ببخشین...

یکی دیگه الپرازولام خوردم بلکه بمیرم از خواب و نتونم بیدار بمونم که فکر کنم

اثر کن دیگه لعنتی

غم هامو بشور با خواب

غم هامو

دست های نجات دهنده

تو اینه به خودم نگاه میکنم

این منی که هستم رو نمیشناسم دیگه

برمیگردم موهامو نگاه میکنم. چقدر کم شده. کاش میتونستم الان زار بزنم اما اشکم خشک شده. شاید گریه میتونست ارومم کنه اما از اونم محرومم. کاش همه چی جور دیگه ای بود. اه باز کاش گفتی که. لعنت بر کاش. لعنت بر این کلمه ی کذایی.

اما نمیتونم نگم. ارزوم بود الان تو تخت خودم بودم. همه چی اروم بود. همه جا. میتونستم هر روز تلاش کنم برای کار. انقدر تو بدبختی شناور نبودم که پیام ندادن یه ادم انقدر درگیرم کنه. دیگه پیام هام هم جواب نمیده. چقدر خوار شدم. چقدر بی احساسه. چقدر زندگی که دارم لعنتیه. کاش خدا امشب جونمو میگرفت تا از این درد خلاص شم. مامان اگه میدونستی من چقدر درد میکشم تو هم این ارزو رو میکردی. بالاخره اشکم دراومد. ار تصور این تصویر مسخره ای که زندگیم پیدا کرده. احساس ناتوانی دارم. کاش میتونستم جونم رو بگیرم و راحت بشم از این عذاب. کاش کسی این کارو برام میکرد.

یه نصفه الپزازولام خوردم که بخوابم

مامان براش عجیبه که اینقد میخوابم

مامان نمیدونی 

نمیدونی که از درده که میخوابم

کاش میشد بهت بگم:(

خدا خدا میکنم اینا شب خونه نباشن و ما نریم مهمونی

اصلا حوصله بحث سیاسی و چرت و پرت محض رو ندارم

کاش مریض میشدم و از مهمانی معاف

قلب

تو قلبت یخ زده

با هیچ گرمایی هم یخش باز نمیشه

شاید اگه نصف چیزی که من بهت اهمیت میدم

برات مهم بودم

حالم رو میپرسیدی

اما

پیامم رو دیدی و یه به یه ورم گفتی و فراموشت شد همه چی

پیاده روی کردم

با بغض

از جلو خونه تون رد شدم و هی سر چرخوندم شاید ببینمت

چقدر دلم تنهاست

چقدر این لحظه ها ازار دهنده ست

چرا یانوشکا هم مرد؟ اصلا مرد؟ یا از اول وجود نداشت؟

چرا منو یک هزارم عشق عباس به یانوشکا هم دوست نداری