یه وقتایی هم هست که خوابت میاد اما باید از خوابت بزنی مثل امشب
بعد اما این مسئله هم که نت نداری و مجبوری خودتو سرگرم کنی میشه باعث دردسر
این شد که رفتم زومیت و نشستم به خوندن کامنتای مردم راجع به قطعی نت
و دیدم چقدر همدرد دارم.
یه جمله دیگه هم نوشتم و پاک کردم چون من خیلی ترسو هستم:-)
یعنی چند نفر دیگه غیر من هستن که ساعت ۴ از خواب بیدار شده باشن و دیگه خواب به چشماشون نیاد
یعنی چقدر احتمال داشت ما تو این مملکت چشم باز کنیم که این اتفاق افتاد
الان اگه نت داشتیم میرفتم یوتیوب چرخ میزدم تا خوابم بگیره دوباره
اما رو میسپارم به خودتون دیگه:)
میدونم دو روز دیگه که از اینجا برم دلم پر میکشه
اه لعنت به من و لعنت به این دل تنگی
حتما میخوای از این دورتر هم بشی
خب این چیزیه که با خودم میگم و بیشتر از قبل میفهمم من ادمش نیستم
واقعا چطوری باید بگذره؟؟